احمد احمدى بيرجندى
46
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
آن نقطهء بسيط محيط رضا كه بود * حكمش مدار دائرهء كن فكان يكى است آن جوهر كرم كه چه سودا به سوده كرد * هرگز نداشت چشم به سود و زيان يكى است چشم فلك نديده بجز مجتبى كسى * شايان اين معامله ، آرى همان يكى است طوبى مثال گلشن آل عبا بود * ريحانهء رسول خدا مجتبى بود هرگز كسى دچار محن چون حسن نشد * ور شد دچار آن همه رنج و محن نشد خاتم اگر ز دست سليمان به باد رفت * اندر شكنجهء ستم اهرمن نشد نوح نجى گر از خطر موج رنجه شد * غرقاب لُجّهء غم بنياد كَنْ نشد يوسف اگرچه از پدر پير دور ماند * ليكن غريب و بىهمه كس در وطن نشد شمع ار چه سوخت از سر شب تا سحر ولى * خونابهء دل و جگرش در لگن نشد پروين نثار ماهرخى كانچه شد بر او * پروانه را ز شمع دل انجمن نشد حقّا كه هيچ طايرى از آشيان قدس * چون او اسير پنجهء زاغ و زغن نشد